...پیام سه...
جمعه 29 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : ع ش
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
 ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
 ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 01:45 ب.ظ
خیلی قشنگ بود بااجازه کپی کردم
ع شخواااهش میکنم...

مشکلی نداااره...منم خودم کپی کردم...خخخ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


وبی برای جمع شدن دوستان پیام سه

مدیر وبلاگ : الـــهومـــ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دنیای کد و کد نویسی

دنیای کد و کد نویسی

 src="http://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/3.gif">